گزارش ویژه "الفبا"
گزارش ویژه "الفبا"
گزارش ویژه "الفبا"
گزارش ویژه "الفبا"
سالگرد دفاع حزب توده از "دادگاه های انقلابی"
مکاتبه نصیری و جعفریان
ترجمه کتاب عبدالرحمان بدوی

...




بای ذنب قتلت

گزارش ویژه "الفبا"    به بهانه چهلمین سالمرگ فرخ رو پارسا 

بای ذنب قتلت


فخرآفاق پارسا وقتی در ابتدای سده معاصر نشریه ای با مشی دفاع از حقوق زنان با عنوان "جهان زنان" منتشر و در ادامه با مقالاتی در همین راستا غوغایی بر پا کرد، نمی دانست که در میانه همین سده نام دختر او بعنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.


اواخر دوران قاجار و پس از دمیدن روح ِ عدالتخواهی و آزادی طلبی در میان مردم ایران ظل ِ حکومت قانون بواسطه ی جنبش مشروطه خواهی، رونق فعالیتهای مطبوعاتی سبب شد تا فرخ آفاق پارسا نیز به همراه همسر خود فرخ دین پارسا اقدام به انتشار نشریه ای نماید که مباحثی درباره حقوق زنان را در ایران ِ در آستانه ی تجدد مطرح نماید.

جدال و جنجالی که درباره مسئله ی تحصیل زنان در مدرسه های جدید در دهه های منتهی به همان دوران در ایران ایجاد شده و باعث خشم و خروش بخشی از روحانیون سرشناس همچون شیخ فضل الله نوری شده بود، در ابتدای سده ی جدید اگرچه تا حدودی فروکش کرده بود اما هنوز به مثابه آتشی زیر خاکستر ِ جامعه ایرانی وجود داشت.

و بر همین اساس بود که انتشار مقالاتی پیرامون "ضرورت تحصیل دختران" و " ضرورت بازنگری در قانون ازدواج" در "جهان زنان" توسط فخرآفاق پارسا، باعث توقیف این مجله و تبعید مدیرمسئول آن شد.

حدود سه دهه پس از آن بود که فرخ رو پارسا در حالی از دانشگاه تهران در رشته پزشکی فارغ التحصیل می شد که فعالیتهای مادرش در راستای حقوق زنان پس از توقیف "جهان زنان" در "انجمن نسوان وطنخواه" با همکاری کسانی چون محترم اسکندری و صدیقه دولت آبادی و ... و در سنگرهای دیگری در همین عرصه به گونه ای ادامه پیدا کرده بود که فارغ التحصیلی زنانی چون فرخ رو پارسا از دانشگاه از ثمرات آنگونه فعالیتها بشمار می رفت.

فرخ رو پارسا پس از آن بود که با راهیابی به "وزارت فرهنگ" اقدام به انجام فعالیتهایی نظام مند از جمله تشکیل "انجمن بانوان فرهنگی" برای دبیرستانهای دخترانه کرد، تا حدود یک دهه پس از آن نام او بعنوان نخستین مدیرکل زن در ایران ثبت شود.

حضور او در جایگاه "مدیرکل دبیرخانه دانشگاه ملی ایران" البته که با مخالفتها و عداوتهای بسیار همراه شد، اما ابتدای دهه 40 بود و حکومت پهلوی دوم در شرایطی قرار داشت که لزوم انجام برخی از "اصلاحات سیاسی – اجتماعی" را به علل و دلایل فراوان ناگزیر می پنداشت.

ایجاد تشکیلاتی تحت عنوان "کانون مترقی" در همان دوران با حضور برخی از فارغ التحصیلان مجامع علمی امریکا و اروپا که به ایران بازگشته و سودای پیشرفت در سر داشتند، باعث شد تا حضور برخی از زنان در این تشکیلات نیز بعنوان ضرورتی مهم مطرح شود.

بنیانگذاران "کانون مترقی" یعنی کسانی چون ؛ حسنعلی منصور، امیرعباس هویدا، فتح الله ستوده، ضیاالدین شادمان، باقر عاملی، سیف الله وحیدنیا و ... در همین راستا بود که زمینه را برای حضور زنان تحصیلکرده ای در این تشکیلات فراهم کردند از جمله ؛ فرخ رو پارسا، مهرانگیز دولتشاهی، نیره ابتهاج، هاجر تربیت، شوکت الملک جهانبانی و ...



"کانون مترقی" در سال 1342 با بدل شدن به "حزب ایران نوین"، بعنوان یکی از ستونهای مهم سازماندهی فضای سیاسی جدید کشور فعالیت خود را برای راهیابی به پارلمان آغاز کرد و در انتخابات دوره 21 مجلس شورای ملی - که بی گمان یکی از جنجالی ترین ادوار مجلس در تاریخ ایران بشمار می رود – توانست با کسب اکثریت، نام خود را بعنوان یکی از احزاب مهم ایران مطرح نماید.

در همین دوره بود که برای نخستین بار چندین نماینده زن نیز به مجلس شورای ملی راه یافتند که همگی از اعضای "حزب ایران نوین" بودند؛ فرخ رو پارسا، مهرانگیز دولتشاهی، هاجر تربیت، شوکت الملک جهانبانی، نیره ابتهاج و نزهت نفیسی.

حضور زنان بعنوان نماینده در ادوار آینده ی مجلس شورای ملی نیز به گونه ای افزایش یافت که در دوره 22 تعداد نمایندگان زن به 7 نفر، در دوره 23 تعداد نمایندگان زن به 18 نفر و در دوره 24 تعداد نمایندگان زن به 20 نفر رسید.

اما در نیمه دوم همین دهه بود که هویدا در جایگاه نخست وزیر در اقدامی تاریخی وزارت آموزش و پرورش ایران را به یک زن سپرد.

اقدامی که بدون تردید نه تنها او و حکومت بلکه نخستین وزیر زن در ایران را از جانب بسیاری از نیروهای مذهبی و سنتی و حتی نیروهای چپ ِ مخالف ِ حکومت مورد انتقاد و حمله قرار می داد.

و البته که در عمل نیز چنین شد تا در نمونه ای آشکار 11 سال پس از آن، همین نخستین وزیر زن ایران در برابر جوخه ی اعدام انقلابیون قرار گرفت و تیرباران شد.



فرخ رو پارسا آنجا و آنگاه که در1347 بعنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران راهی وزارت آموزش و پرورش می شد، کوله باری تاریخی از فعالیتهای زنان در راستای دستیابی به حقوق ابتدایی سرکوب شده خود در جامعه ایرانی را بر دوش داشت که بر آن بود تا با ایجاد تغییراتی در نظام آموزشی به ایجاد و تقویت مبانی دستیابی به آن حقوق بپردازد.

کوششهای او در این راستا حدود یک دهه بعد بود که با تفسیری ایدئولوژیک بر اساس دریافتهایی مبتنی بر سیاست در عرصه دیانت به گونه ای تفسیر شد که چنین حکمی توسط "دادگاه انقلاب اسلامی" در پی داشت ؛ " به جرم حیف و میل و غارت بیت‌المال و اشاعه فساد و فحشاء در فرهنگ مملکت با به کار گماردن افراد هرزه در سمت‌های مهم وزارتی و ترتیب دادن اردوگاه‌های اختلاطی و زیر پا گذاشتن اخلاق اسلامی، از ائمه کفر و ضلال و از مصادیق روشن مفسدین فی‌الارض تشخیص داده و مطابق نص صریح قرآن محکوم به اعدام و استرداد کلیه اموال منقول و غیرمنقول می شود".

کیفرخواست دادستان ِ "دادگاه انقلاب اسلامی" که موجب صدور چنین حکمی برای فرخ رو پارسا شده بود، در نوع خود حیرت انگیز بود، به گونه ای که مبنای این کیفرخواست مجموعه ای از شکایات بود از این قبیل ؛

شکایت شریف‌زاده مبنی بر اینکه متهم با استفاده از موقعیت پست خود باعث انحلال مدرسه وی شده...

شکایت و اعلام جرم عبدالعلی نجفی حاکی از سوءاستفاده و فساد در آموزش و پرورش و دادن رشوه به خبرنگاران سرسپرده رژیم منفور پهلوی جهت تبلیغ کاذب و دروغی...

شکایت حیدر عرفانی که متهمه سبب تبعید وی گردیده و موجب سرگردانی خود و عائله‌اش شده و گزارشی حاکی از اینکه متهمه چندین میلیون تومان سوءاستفاده نموده و وزارت آموزش و پرورش را وابسته به فرهنگ استعماری آمریکا کرده...

اعلام جرم آقای محمد عزیزی که بدون جهت و به علت ضد مردمی نامبرده را بازنشسته نموده و باعث ضرر و زیان مادی و معنوی وی شده است...

شکایت مجتبی مدرس تهرانی از متهمه که در زمان وزارت خود مدرسه وی را منحل نموده و باعث آبروریزی مشارالیه شده و منجر به ضرر و زیان زیادی گردیده است...

شکایت بانو زهرا عباس‌پور دائر به اینکه همسر مشارالیه فراش مدرسه رضا پهلوی بوده، چون به هویدا معدوم در زمان ورود به مدرسه اعتنا نکرده او را از کار برکنار نموده و به همین جهت زندگانی آن‌ها در هم ریخته شده و به آن‌ها ضرر و زیان فوق‌العاده وارد گردیده است...

شکایت خانم اختر علی اسحاب حاکی از اینکه فرخ‌رو پارسا وزیر نالایقی بوده و به همین جهت معاونین و زیردستان او سوءاستفاده کرده و نارضایتی مردم و فرهنگیان را فراهم نموده و بین آن‌ها تفرقه انداخته است...

گزارشی از ساواک منحله مبنی بر جلسه هفتگی گروهی از اعضاء حزب مردم، دائر بر اینکه مشارالیه سوء استفاده از مقام خود نموده و مقادیری فرش نفیس با بودجه دولت خریده و آن‌ها را به منزل خود برده است و نظر به اینکه متهمه با استفاده بودجه دولتی خود همیشه با فرزندان خود در خارج صحبت و مکالمه می‌کرده است... 


در ادامه جلسه محاکمه فرخ رو پارسا در "دادگاه انقلاب اسلامی" کار به اتهام "مسلمان نبودن" می رسد که پاسخ فرخ رو پارسا در این زمینه چنین است که ؛ " من باید بگویم که مسلمان هستم و شیعه به دنیا آمده‌ام و ان‌شاءالله شیعه از دنیا خواهم رفت".

در ادامه اتهام دیگر بر علیه فرخ رو پارسا چنین مطرح می شود ؛ "ارتباط نامشروع با رئیس دفترش".

در شرایطی که "دادگاه انقلاب اسلامی" هیچگونه شواهد و مستنداتی درباره ی این اتهام ارائه نمی کند، بازهم این فرخ رو پارسا است که اینگونه به دفاع از خود می پردازد ؛ " باید بگویم که به قرآن مجید سوگند می‌خورم که هیچگونه روابطی بجز روابط اداری بین ما حاکم نبوده است".

اینگونه اتهامات البته در شرایطی در این دادگاه مطرح می شد که فرخ رو پارسا مشخصا با اشاره به نام برخی از روحانیون شناخته شده در نظام جمهوری اسلامی می گفت ؛ " از کسانی امثال دکتر محمدجواد باهنر و آیت‌الله برقعی دعوت به عمل آمد که در تهیه و ترجمه دروس تعلیمات دینی و قرآن با این وزارتخانه همکاری به عمل آورند و کتاب‌های لازم را تهیه نمایند".

"مخالفت با حجاب زنان" اتهام دیگری بود که این دادگاه در 9 جلسه محاکمه ی فرخ رو پارسا بر علیه او مطرح کرد و پاسخی اینگونه از جانب وزیر آموزش و پرورش سابق در پی داشت ؛ "سخنان من در جمع مدیران مدارس مذهبی که یکی از شاکیان من در دادگاه عنوان کرد به این صورت بود که من در آن جلسه در مورد حجاب زنان گفتم که حجاب نباید مانع فعالیت‌های اجتماعی زنان گردد. در آن زمان دختران مدارس مذهبی در فعالیت‌های ورزشی اصلاً شرکت نمی‌کردند. من در تمام بخشنامه‌های خود زنان را به پوشیدن لباس‌های سنگین و با حجاب دعوت می‌کردم".



با اینهمه "دادگاه انقلاب اسلامی" در حالی حکم اعدام فرخ رو پارسا را صادر کرد که نیمه شب 18 اردیبهشت 1358 نخستین وزیر زن در تاریخ ایران،همراه با دو زن دیگر که در "شهر نو" دستگیر شده بودند، تیرباران شد.

شیخ صادق خلخالی در اردیبهشت 1358 مجموعه ای از اتهامات بر علیه فرخ رو پارسا مطرح کرد که امروز در چهلمین سالگرد اعدام پارسا سزاست تا بسیارانی که دلی در گرو "انقلاب اسلامی" داشته و دارند به اعلام نظر و موضع درباره صحت آن اتهامات و حتی نسبت و تناسب آن اتهامات با تیرباران یک زن در مقام وزیر آموزش و پرورش ایران بپردازند.

فرخ رو پارسا -همچون مادرش- بعنوان یکی از چهره های مطرح و تاثیرگذار در عرصه "حقوق زنان" در تبعید زاده شد و با اعدام به تاریخ پیوست، در میانه ی این مسیر بود که نام خود را بعنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران ثبت کرد و در سوی دیگر ماجرا نیز کسانی چون شیخ صادق خلخالی بواسطه ی "دادگاه انقلاب اسلامی" نام خود را در تاریخ بعنوان تیرباران کننده ی نخستین وزیر زن در همین تاریخ ثبت کردند.

آنچه لزوم اعلام نظر و موضعگیری هواداران و پیروان "انقلاب اسلامی" در رابطه با اعدام فرخ رو پارسا پس از 40 سال را دارای اهمیت مضاعف می نماید، این نکته است که ؛ باید ادامه دهنده ی مسیر شیخ صادق خلخالی بود و یا ادامه دهنده مسیر فرخ رو پارسا؟



اگر در پی پاسخی برجسته و شفاف برای این پرسش هستید به مشی و سرنوشت ِ دختر همان شیخ صادق خلخالی بنگرید که امروز با تغییر "نام خانوادگی" خود، به نام "فاطمه صادقی" بعنوان یکی از فعالین در عرصه "حقوق زنان" گام در مسیر فرخ رو پارسا نهاده است.

می توان با بسیاری از نظرات فرخ رو پارسا درباره مسائل مختلف حتی در عرصه "حقوق زنان" مرافقت و موافقت نداشت، و پر واضح است که اینگونه مشی لزوما به معنی تایید مشی امثال شیخ صادق خلخالی نخواهد بود، اما آنجا و آنگاه که طرف ِ نخست ماجرا با توسل به "قدرت سیاسی" و تمسک به "تفسیری از شریعت"، طرف ِ دوم ماجرا را با اتهاماتی آنگونه بی اساس و بی استناد تیرباران می کند، بدون تردید بازهم در این شرایط تنها به تخطئه طرف دوم ماجرا پرداختن، هیچ معنا و مبنایی جز تایید مشی طرف نخست نخواهد داشت.