گزارش ویژه "الفبا"
گزارش ویژه "الفبا"
گزارش ویژه "الفبا"
گزارش ویژه "الفبا"
سالگرد دفاع حزب توده از "دادگاه های انقلابی"
مکاتبه نصیری و جعفریان
ترجمه کتاب عبدالرحمان بدوی

...




نکته ای درباره شرایط انتشار “الفبا”

 

در دفتر دوم مثنوی، مولانا بر سبیل "لطفی به انوع عتاب آلوده" حکایت آن صوفی را در برابر اهل معنا می گذارد که با خرش به خانقاهی رسید و در آنجا رحل اقامت افکند.

صوفیان ِ ساکن در خانقاه بدون اطلاع او خرش را فروختند و با پول فروش خر غذایی خریدند و همان شب در بزمی صوفیانه رقصیدند و خوردند و خواندند ؛

لوت خوردند و سماع آغاز کرد
خانقه تا سقف شد پر دود و گرد
چون سماع آمد ز اول تا کران
مطرب آغازید یک ضرب گران
خر برفت و خر برفت آغاز کرد
زین حرارت جمله را انباز کرد
زین حرارت پای‌کوبان تا سحر
کف‌زنان خر رفت و خر رفت ای پسر
از ره تقلید آن صوفی همین
خر برفت آغاز کرد اندر حنین


صوفی ِ صاحب خر نیز همنوا با دیگر صوفیان "خر برفت و خر برفت" می خواند و دست افشان و پاکوبان با آن ترانه تا صبح به شادی پرداخت، غافل از آنکه اسباب ِ آن بزم صوفیانه از سرقت و دستبرد به اموال و دارایی های او فراهم آمده...

این حکایت را بر سبیل مقدمه بدین سبب ذکر کردم تا بگویم؛ بسیاری از ایرانیان در زمانه ی اکنون به باور راقم این سطور از نوع و لون همان صوفی ِ صاحب خر هستند.

اما چرا و چگونه ؟

 

فراوانند از اهالی این قبیله که برای نمونه سالهاست خود را منتقد مشی غالب حکومت درباره رسانه ها و مشخصا نشریات و مطبوعات کشور می دانند و آنگونه انحصار و وابستگی ِ غیرحرفه ای در این عرصه را – به درستی – نافی و ناقض ابتداییات آزادی رسانه ها می دانند.

اما و هزار اما ... آنجا و آنگاه  که عده ای با وجود تمامی مسائل و مصائب در این فضا با به جان خریدن بسیاری از خطرات و محدودیتها و فشارها و تهدیدها اقدام به انتشار نشریه ای می نمایند که اصولا و اساسا بی بهره است از تمامی امکانات رسانه های دولتی و رسانه های وابسته به سیاسیون حاضر در راس حاکمیت و اپوزیسیون متصل به منابع مالی بیگانگان، هم ایشان هر چه در توان دارند برای سرکوب و حمله و هجمه در راستای خاموشی چراغ آن بکار می گیرند.

بهای اینگونه مشی رسانه ای که مشخصات و مختصات آن را پیش از این اعلام کرده ام را باید از یک سو به علت عدم وابستگی به نهادهای حکومتی و سیاسیون سرشناس از جانب ایشان و رسانه های پرتیراژ وابسته به آنها پرداخت با اتهام "وابسته به مخالفان نظام" بودن، و از دیگر سو از جانب همان سازمانها و گروه ها و افراد "مخالف نظام" پرداخت با اینگونه اتهامات که ؛ "اگر عامل نظام نیستید چرا فیلتر و توقیف نمی شوید؟!".

و این بها و جزا را باید تا آنجا پرداخت کنید که از هر دو طرف تحریم و تهدید و توهین و اتهامات فراوان یکی پس از دیگری چون نیزه های آغشته به زهر ناجوانمردی بر سینه ببارد و عاقبت با قلمی آغشته به خون جگر به خاک افتاده و کفن چون بیرق تسلیم در برابر سپاهیان هر دو طرف به اهتزاز درآید.

و در این میانه بسیارانی همچون آن صوفی ِ صاحب ِ خر با بانگ "خبر برفت و خر برفت" به پایکوبی و شادمانی بپردازند در حالی که در برابر این پرسش "دشنه خیز" که ؛ " آیا می دانید خری که رفت که بود و چه می کرد و چه می نوشت و چه می گفت؟"، پاسخی جز این جهالت "خونابه ریز" در بساط ندارند که ؛ " مهم نیس کی بود مهم این بود که ما قبولش نداشتیم"!

مدتی ست که "روزنامه آنلاین الفبا" قادر به انتشار مداوم و منظم نیست، و در این میان بازهم از هر سو تیرهای طعنه و توهین و حمله به سوی ما روان است از جانب دو گروه ؛

گروه نخست رانتخواران و نان به نرخ روزخوران و بتهای عیاری که هر لحظه به رنگی درمی آیند و روزی سبز بودند و روزی کاپشن احمدی نژادی به تن می کردند و این روزها بنفشند! با اینگونه تیرهای آلوده به طعنه و کنایه که ؛ " دیدید که نمی تونید اینجوریا روزنامه منتشر کنید".

و گروه دوم اپوزیسون شاخ شکسته یی که لشگر انقلابیونش سالهاست از زیر پتو و پشت مانیتور و با آیدی مخفی در فضای مجازی مشتغل به "مبارزه سیاسی" است، با اینگونه جولان آلوده به جهالت مرکب که ؛ " اگه عامل رژیم نیستید چرا هنوز فیلترتون نمی کنن؟!".

مهم ترین و بزرگترین درسی که امثال راقم این سطور از اساتید خود ( که هر کدام سالها رنج همینگونه ناجوانمردی ها را در این دیار به جان خریدند) آموخته از این قرار و بر این مدار است که ؛ " تا جایی که می توانی کار و تلاش کن و هرگز از جامعه ایرانی انتظار و توقع قدرشناسی نداشته باش".

این روزها در میان تمامی مسائل و مصائبی که پیش روی انتشار "الفبا" قرار گرفته است، از سویدای جان معنا و مبنای این آموزه را درک می کنیم، در حالی که به هیچ وجه در راستای حل اینگونه مسائل و مصائب دست نیاز در برابر هیچکس و به هیچ بهانه دراز نکرده ایم و بدون حتی درخواست یاری از جانب ایشان با اینگونه رفتارها و گفتارها مواجه ایم.

"خر ِ الفبا" نیز همچون بسیاری دیگر از "خرهای این دیار" روزی خواهد رفت، اما دریغ از اینگونه دست افشانی ها و پایکوبی های صوفیانه در بزمی که نمی دانید اسباب آن از نابودی ِ دارایی های شما فراهم آمده است ...

ضمن عذرخواهی از همراهان "الفبا" بابت انتشار نامنظم روزنامه در ماه های اخیر، آنچه می توانیم با شما درباره علت این مسئله در میان گذاریم جز این نخواهد بود که ؛ تمام توان و تلاش خود را بکار گرفته ایم تا بتوانیم از سد این مسائل و مصائب به سلامت بگذریم.

 
گر بماندیم باز بردوزیم
جامه ای کز فراق چاک شده
ور بمُردیم عذر ما بپذیر ؛
ای بسا آرزو که خاک شده